آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۶ شهریور ۱۴۰۴

    Friday

    ˈfraɪdeɪ ˈfraɪdeɪ

    معنی Friday | جمله با Friday

    noun A1

    تقویم جمعه، آدینه (هفتمین و آخرین روز هفته در گاه‌شماری خورشیدی و در بعضی از کشورهای اسلامی مانند عربستان سعودی و عراق و روز تعطیل و پنجمین روز هفته در تقویم میلادی)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی تقویم

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    Friday is a holiday in Iran.

    در ایران جمعه روز تعطیل است.

    Friday is my favorite day of the week.

    آدینه روز محبوب من در هفته است.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد Friday

    1. noun the sixth day of the week; the fifth working day
      Synonyms:
      Fri.

    سوال‌های رایج Friday

    معنی Friday به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «Friday» در زبان فارسی به «جمعه» ترجمه می‌شود.

    «Friday» به روز پنجم هفته در تقویم میلادی و روز هفتم هفته در تقویم شمسی اشاره دارد و در فرهنگ‌های مختلف جایگاه ویژه‌ای دارد. در بسیاری از کشورها، جمعه پایان هفته کاری و شروع زمان استراحت و تفریح محسوب می‌شود و برای بسیاری از افراد فرصتی برای کنار خانواده بودن، استراحت یا انجام فعالیت‌های شخصی است. به همین دلیل، این روز اغلب با آرامش، نشاط و انتظار برای تعطیلات مرتبط است.

    از منظر تاریخی و فرهنگی، جمعه اهمیت خاصی دارد و در جوامع مختلف به شکل‌های گوناگون شناخته شده است. در فرهنگ غرب، جمعه به عنوان آخرین روز کاری قبل از تعطیلات آخر هفته اهمیت دارد و معمولاً مردم برنامه‌های تفریحی یا خرید برای این روز در نظر می‌گیرند. در کشورهای دیگر، مانند کشورهای اسلامی، جمعه به عنوان روز مقدس و وقت عبادت و نماز جمعه شناخته می‌شود، اما ما تمرکزمان بر جنبه‌ی عمومی و فرهنگی آن است.

    کاربرد «Friday» در زبان انگلیسی تنها محدود به نام روز هفته نیست و می‌تواند به نوعی نماد پایان کار، آرامش، یا شروع فرصت‌های تازه باشد. برای مثال، در مکالمات روزمره جمله‌ای مانند «I’m excited for Friday» یعنی «برای جمعه هیجان دارم» نشان‌دهنده‌ی انتظار برای پایان هفته و آغاز زمان استراحت یا تفریح است. این ویژگی باعث شده که جمعه در فرهنگ عامیانه و رسانه‌ها نیز جایگاه ویژه‌ای داشته باشد و با مفاهیم شادی و تفریح پیوند بخورد.

    از لحاظ سبکی، «Friday» واژه‌ای ساده و روزمره است که در مکالمات دوستانه، رسمی و نوشتار روزانه کاربرد دارد. در متون ادبی و رسانه‌ای نیز ممکن است برای ایجاد حس زمان، روایت داستان یا تنظیم فضای روانی متن استفاده شود. این انعطاف‌پذیری باعث شده که جمعه به عنوان یک مرجع زمانی قابل اعتماد و نماد فرهنگی قابل تشخیص باشد.

    از منظر فرهنگی، جمعه نه تنها یک روز هفته، بلکه نمادی از توقف موقت، استراحت و توجه به زندگی شخصی و اجتماعی است. این روز به انسان یادآوری می‌کند که پس از دوره‌ای فعالیت و تلاش، نیاز به بازسازی انرژی، گذراندن وقت با خانواده و تجدید قوا وجود دارد. «Friday» به‌عنوان یک عنصر زمانی، هم جنبه عملی و هم جنبه نمادین دارد و در زندگی روزمره و فرهنگی مردم نقش مهمی ایفا می‌کند.

    ارجاع به لغت Friday

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «Friday» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/friday

    لغات نزدیک Friday

    • - frictional
    • - frictionally
    • - Friday
    • - fridays
    • - fridge
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    exploitation strict marine break down undermine headed hoodlum set off stoma colossus serendipitous anoxic comparability shaving weather the storm بلد بلند بلوف زدن بلوکه به دام انداختن به زحمت انداختن به زور به کاری واداشتن به سوی هدف با قدرت باجه باحیا بادبزن باخود بردن باد بازرگانی
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.