آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ تیر ۱۴۰۵

      Homeschool

      ˌhəʊmˈskuːl ˌhoʊmˈskuːl

      گذشته‌ی ساده:

      homeschooled

      شکل سوم:

      homeschooled

      سوم‌شخص مفرد:

      homeschools

      وجه وصفی حال:

      homeschooling

      معنی homeschool | جمله با homeschool

      verb - intransitive verb - transitive

      در خانه آموزش دادن (به‌جای رفتن به مدرسه)

      شکل‌های نوشتاری دیگر: home-school و home school

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      We decided to homeschool our children this year.

      ما تصمیم گرفتیم امسال بچه‌هایمان را در خانه آموزش دهیم.

      They homeschooled their daughter until she was fifteen.

      آن‌ها دخترشان را تا زمانی که پانزده ساله شد در خانه آموزش دادند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I plan to homeschool my youngest child next semester.

      قصد دارم ترم بعد فرزند کوچک‌ترم را در خانه آموزش دهم.

      She homeschools two children while working part-time.

      او درحالی‌که پاره‌وقت کار می‌کند، دو کودک را در خانه آموزش می‌دهد.

      noun countable

      خانه‌آموز (‫دانش‌آموزی که به‌جای مدرسه، در خانه آموزش می‌بیند‬)

      شکل نوشتاری دیگر: home school

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      My sister is a homeschool and studies science at home.

      خواهرم خانه‌آموز است و در خانه علوم می‌خواند.

      As a homeschool student, he has a flexible schedule.

      او به‌عنوان یک خانه‌آموز برنامه‌ی زمانی انعطاف‌پذیری دارد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Her parents decided to homeschool her during the pandemic.

      والدینش تصمیم گرفتند در دوران پاندمی او را خانه‌آموز کنند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      ارجاع به لغت homeschool

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «homeschool» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/homeschool

      لغات نزدیک homeschool

      • - homeric laughter
      • - homeroom
      • - homeschool
      • - homeschooler
      • - homesick
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hoot human resources planning huxley ian icefall if need be ifs and buts ill nature ill-fated immensity immense asset importance in due course in line of duty in style چغاله‌بادام چوریزو حائز حراست‌نشده پارچه‌ی موج‌دار چه حیف حشره‌شناسی سپرزدارو حضور مطلق خمیر یوفکا دل‌نشین دورودراز عاقبت عجله گریختن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.