با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک حرفه‌ای به قید قرعه شوید. 🎉
افزایش قیمت بسته و اشتراک حرفه‌ای (تا ۱ فروردین ۱۴۰۳ با ۴۰٪ تخفیف خرید کنید)

Knurled

آخرین به‌روزرسانی:
  • adjective
    گره‌دار، گره‌گره، دندانه‌دار
    • - It was knurled on the surface.
    • - سطحش دندانه‌دار بود.
    • - knurled edges
    • - لبه‌های دندانه‌دار
پیشنهاد و بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد knurled

  1. adjective knotted
    Synonyms: bumpy, coarse, gnarled, knobby, knotty, rough

ارجاع به لغت knurled

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «knurled» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ اسفند ۱۴۰۲، از https://fastdic.com/word/knurled

لغات نزدیک knurled

پیشنهاد و بهبود معانی