Obviousness

آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun uncountable
    آشکار بودن، آشکاری، واضح بودن، وضوح
    • - the obviousness of the answer
    • - واضح بودن پرسش
    • - She disgusted by the obviousness of my lie.
    • - از واضح بودن دروغ من منزجر شد.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد obviousness

  1. noun The property of being easy to see and understand
    Synonyms: noticeability, noticeableness, patency

لغات هم‌خانواده obviousness

ارجاع به لغت obviousness

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «obviousness» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/obviousness

لغات نزدیک obviousness

پیشنهاد بهبود معانی