مربوط بودن (به)، ارتباط داشتن (با)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
These documents pertain to the company's financial transactions.
این اسناد مربوط به تراکنشهای مالی شرکت هستند.
Any laws that pertain to public safety must be followed.
هر قانونی که مربوط به ایمنی عمومی باشد، باید رعایت شود.
The files pertain to the investigation.
پروندهها مربوط به تحقیقات هستند.
This rule does not pertain to volunteers.
این قانون مربوط به داوطلبان نیست.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «pertain to» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/pertain-to