ساتن، اطلس
She bought a satin dress for the wedding.
او برای عروسی یک پیراهن ساتن خرید.
The curtains are made of shiny satin.
پردهها از اطلس براق ساخته شدهاند.
He wrapped the gift in a satin ribbon.
او هدیه را با یک روبان ساتن پیچید.
She prefers satin sheets because they feel cool.
او ملحفههای ساتن را ترجیح میدهد؛ چون خنک هستند.
The bride's veil was edged with satin trim.
تور عروس با نوار ساتن حاشیهدوزی شده بود.
رنگ رنگ روغنی، رنگ براق
همچنین میتوان از satin finish استفاده کرد.
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی رنگ
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The kitchen cabinets were painted in a warm satin finish.
کابینتهای آشپزخانه با رنگ براق گرمی رنگآمیزی شدند.
They chose a satin paint for the bathroom because it resists moisture.
آنها برای حمام رنگ روغنی را انتخاب کردند؛ چون در برابر رطوبت مقاوم است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «satin» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/satin