صفت تفضیلی:
sluttierصفت عالی:
sluttiestهمچنین میتوان از sluttish بهجای slutty استفاده کرد.
هرزه، بیبندوبار، جلف
While some fashion trends might be perceived as unconventional, it is crucial to avoid labeling individuals as slutty based solely on their clothing choices.
درحالیکه برخی روندهای مد ممکن است غیرمتعارف تلقی شوند، بسیار مهم است که از برچسب زدن افراد بهعنوان هرزه تنها براساس انتخاب لباسشان خودداری کنیم.
The lecture discussed how certain advertising campaigns exploit gender stereotypes, frequently portraying women in a slutty manner to attract attention.
سخنرانی در مورد چگونگی سوءاستفاده برخی کمپینهای تبلیغاتی از کلیشههای جنسیتی بحث کرد، که اغلب زنان را بهشکلی بیبندوبار به تصویر میکشند تا توجه را جلب کنند.
انگلیسی بریتانیایی نامرتب، شلخته، بههمریخته، آشفته
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The architect's initial sketches were quite slutty, lacking the precise lines and detailed annotations expected for a public building proposal.
طرحهای اولیهی معمار کاملاً نامرتب بودند و فاقد خطوط دقیق و حاشیهنویسیهای مفصلی بودند که برای یک پیشنهاد ساختمان عمومی انتظار میرفت.
The early drafts of the research paper were quite slutty, characterized by disjointed paragraphs and an inconsistent citation style.
پیشنویسهای اولیهی مقالهی پژوهشی بسیار بههمریخته بودند و با پاراگرافهای نامنسجم و سبک استنادی ناسازگار مشخص میشدند.
During the lecture, the professor noted that the historical records from that period were often slutty, making it challenging for historians to reconstruct a complete narrative.
در طول سخنرانی، استاد اشاره کرد که سوابق تاریخی آن دوره اغلب آشفته بودند و بازسازی یک روایت کامل را برای مورخان چالشبرانگیز میکرد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «slutty» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/slutty