صفت تفضیلی:
more victoriousصفت عالی:
most victoriousپیروز، برنده، چیره، فاتح، مظفر، غالب، پیروزمند
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی ۵۰۴ واژه
Following extensive negotiations, the environmental advocacy group emerged victorious in its campaign to protect the ancient forest from logging.
بهدنبال مذاکرات گسترده، گروه حمایت از محیطزیست در کمپین خود برای محافظت از جنگل باستانی در برابر قطع درختان پیروز شد.
Ancient civilizations often depicted their victorious leaders through grand monuments and elaborate frescoes, commemorating their conquests.
تمدنهای باستان اغلب رهبران فاتح خود را ازطریق بناهای یادبود باشکوه و نقاشیهای دیواری استادانه به تصویر میکشیدند و فتوحاتشان را گرامی میداشتند.
a victorious army
یک سپاه پیروزمند
پیروزمندانه، ظفرنشان، ظفرآمیز
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The national team's victorious performance in the recent championship led to widespread celebrations and a significant boost in public morale.
عملکرد پیروزمندانهی تیم ملی در مسابقات قهرمانی اخیر منجر به جشنهای گسترده و افزایش قابل توجه روحیهی عمومی شد.
The conservation efforts proved victorious in reversing the decline of several endangered species, demonstrating the effectiveness of integrated ecological strategies.
تلاشهای حفاظتی در معکوس کردن کاهش چندین گونهی درمعرض خطر، ظفرآمیز بود و اثربخشی استراتژیهای زیستمحیطی یکپارچه را نشان داد.
کلمهی victorious در زبان فارسی به «پیروز» یا «سرافراز» ترجمه میشود.
«پیروز» صفتی است که به فرد، گروه یا تیمی اطلاق میشود که در رقابت، مبارزه یا هر نوع چالش موفق شده و بر طرف مقابل غلبه کرده است. این کلمه بار معنایی مثبت و پرانرژی دارد و نشاندهندهی موفقیت، غلبه بر سختیها و دستیابی به هدفی مهم است. «victorious» بیانگر احساس شادی، غرور و رضایت ناشی از پیروزی است.
از نظر کاربردی، این صفت در زمینههای متنوعی مانند مسابقات ورزشی، جنگها، مبارزات سیاسی، آزمونها و حتی موفقیتهای فردی به کار میرود. افراد یا تیمهای «victorious» معمولاً به عنوان نمونههای موفق و انگیزهبخش معرفی میشوند که با تلاش، پشتکار و استقامت توانستهاند بر مشکلات غلبه کنند. این ویژگی باعث ایجاد حس امید و تشویق در دیگران میشود.
از منظر روانشناسی، حالت «victorious» همراه با احساساتی همچون شادی عمیق، اعتماد به نفس بالا و رضایت از خود است. تجربهی پیروزی میتواند اثرات مثبتی بر روحیه و انگیزه فرد داشته باشد و او را به سمت اهداف بزرگتر و چالشهای جدید سوق دهد. در عین حال، این حالت میتواند حس مسئولیت و تعهد به حفظ موفقیت و ادامهی مسیر پیشرفت را نیز تقویت کند.
از لحاظ زبانی، «victorious» از ریشهی لاتین «victoria» به معنای «پیروزی» گرفته شده است و به صورت صفت برای توصیف کسی یا چیزی که موفق شده، به کار میرود. در زبان فارسی نیز معادلهای «پیروز»، «سرافراز» و گاه «پیروزمند» به کار میروند که بسته به سبک و فضای جمله تفاوتهای ظریف معنایی دارند اما همگی نشاندهندهی موفقیت و غلبه هستند.
«victorious» فراتر از یک وصف ساده، نمایانگر نتیجهی تلاش، مقاومت و ارادهی انسانهاست. این واژه تجسمی از تحقق اهداف و پشت سر گذاشتن موانع است که میتواند الهامبخش افراد برای ادامهی راه و دستیابی به موفقیتهای بیشتر باشد. به همین دلیل، پیروزی و حس «victorious بودن» یکی از انگیزههای اصلی در زندگی فردی و جمعی به شمار میآید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «victorious» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/victorious