آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵

      حمله به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / hamle /

      attack, offensive, assault, strike blitz, charge

      attack

      offensive

      assault

      strike blitz

      charge

      هجوم، یورش
      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      ژنرال تصمیم گرفت تا به سنگر دشمن حمله کند.

      The general decided to launch an offensive against the enemy stronghold.

      حمله‌ی سایبری داده‌های شرکت را به خطر انداخت.

      The cyber attack compromised the company's data.

      اسم
      فونتیک فارسی / hamle /

      سلامت روان attack, quarrel, altercation, protest

      attack

      quarrel

      altercation

      protest

      پرخاش

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بازنویسی‬ با هوش مصنوعی

      حمله باعث زخمی شدن چندین نفر شد.

      The altercation left several people injured.

      حمله درباره‌ی پول و اعتماد بود.

      The quarrel was about money and trust.

      اسم
      فونتیک فارسی / hamle /

      پزشکی paroxysm, spasm, fit, convulsion

      paroxysm

      spasm

      fit

      convulsion

      واکنش شدید یک بیماری

      دکتر حمله‌ی آسم را به‌سرعت درمان کرد.

      The doctor treated the paroxysm of asthma quickly.

      دکتر یک حمله‌ی انقباض عضلانی را مشاهده کرد.

      The doctor noticed a spasm of muscle contraction.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد حمله

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      تاخت تعرض تک تهاجم شبیخون نهب هجوم یورش
      مترادف:
      صرع غش
      مترادف:
      صولت
      مترادف:
      اعتراض انتقاد (شدید)
      مترادف:
      حالت بحران اختلال ناگهانی
      مترادف:
      ایست سنکوب

      سوال‌های رایج حمله

      حمله به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «حمله» در زبان انگلیسی به attack ترجمه می‌شود.

      حمله به معنای اقدام ناگهانی، قاطعانه و اغلب خشونت‌آمیز برای آسیب زدن، تصرف، یا اعمال قدرت بر چیزی یا کسی است. این واژه می‌تواند در حوزه‌های مختلفی همچون نظامی، پزشکی، روان‌شناسی، ورزشی یا حتی گفت‌وگوهای روزمره به‌کار رود. در مفهوم نظامی، حمله به عملیاتی اطلاق می‌شود که با هدف تسخیر، نابودی یا تضعیف دشمن انجام می‌گیرد. این نوع حمله ممکن است به‌صورت زمینی، هوایی، دریایی یا سایبری انجام شود و برنامه‌ریزی دقیق، استراتژی مشخص و منابع کافی نیاز دارد.

      در حوزه‌ی پزشکی، «حمله» معمولاً به بروز ناگهانی یک وضعیت جسمی یا روانی اشاره دارد. برای مثال، حمله‌ی قلبی یا حمله‌ی عصبی از جمله اختلالاتی هستند که به شکل ناگهانی و با علائم خاصی بروز پیدا می‌کنند. در این موارد، کلمه‌ی «حمله» به‌عنوان نشانه‌ای از فوریت و نیاز به درمان سریع استفاده می‌شود و بار منفی یا خشونت‌آمیز ندارد، بلکه بیشتر به‌عنوان اصطلاحی بالینی و تخصصی تلقی می‌شود.

      در ادبیات و گفتار عمومی، حمله ممکن است معنایی استعاری پیدا کند. به‌عنوان مثال، وقتی گفته می‌شود «فلانی به سیاست‌های دولت حمله کرد»، منظور نقد شدید و تند است، نه الزاما خشونت فیزیکی. در این کاربرد، حمله نوعی واکنش انتقادی یا کلامی تلقی می‌شود که هدف آن تخریب ایده یا رویکردی خاص است. چنین حملاتی معمولاً در فضای رسانه‌ای، سیاسی یا اجتماعی دیده می‌شوند و می‌توانند تأثیرگذاری زیادی بر افکار عمومی داشته باشند.

      در ورزش، به‌ویژه در بازی‌های گروهی مانند فوتبال یا بسکتبال، حمله به بخشی از بازی گفته می‌شود که در آن تیم تلاش می‌کند تا با استفاده از تکنیک‌ها و تاکتیک‌های خاص، به دروازه یا حلقه‌ی حریف نزدیک شود و امتیاز کسب کند. در این زمینه، حمله در برابر دفاع قرار می‌گیرد و تعادل میان این دو عنصر نقش تعیین‌کننده‌ای در موفقیت تیم دارد. در این‌جا نیز واژه‌ی حمله بار منفی ندارد و بیشتر به فعالیتی پویا و هدفمند اشاره می‌کند.

      واژه‌ی «حمله» با توجه به بافت استفاده‌اش می‌تواند طیفی از معانی داشته باشد: از خشونت‌آمیز و مخرب، تا فنی، تخصصی، ورزشی یا حتی انتقادی. این تنوع معنایی باعث شده است که حمله به واژه‌ای چندلایه و پرکاربرد در زبان فارسی تبدیل شود؛ واژه‌ای که می‌تواند ابعاد مختلفی از رفتار انسان‌ها و سیستم‌ها را به‌خوبی بازتاب دهد.

      ارجاع به لغت حمله

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «حمله» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/حمله

      لغات نزدیک حمله

      • - حملات لفظی به افراد
      • - حملات لفظی به فرد
      • - حمله
      • - حمله آوردن بر
      • - حمله بدون مجوز
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      super ser self re psycho psych platy pale oleo cross demi- dextro- down e electrotype بالا رفتن تیزرو مته‌به‌خشخاش‌گذاری بدون وصیت‌نامه ساخته‌ی ذهن مخمس مرابطه مردری مهرگیاه کپک‌زده وبا مسام راه هوایی پرستار غبطه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.