attack, assault, rush, offense, invasion
attack
assault
rush
offense
invasion
تاخت ناگهانی همه را غافلگیر کرد.
The sudden attack caught everyone off guard.
او در کوچه با تاخت چندین مهاجم روبهرو شد.
He faced an assault from multiple attackers in the alley.
trade-off, swap, barter
trade-off
swap
barter
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
سرمایهگذاران با تاخت بین ریسک و بازده هنگام انتخاب سهام مواجه هستند.
Investors face a trade-off between risk and return when choosing stocks.
تاخت ایدهها میتواند به راهحلهای نوآورانه منجر شود.
A swap of ideas can lead to innovative solutions.
race, run, rush, gallop, sprint, lope, canter
race
run
rush
gallop
sprint
lope
canter
اسبها برای تاخت آماده بودند.
The horses were ready for the race.
اسب یک تاخت سریع در میدان داشت.
The horse had a swift run across the field.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «تاخت» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/تاخت