shrewish, virago, hussy, slut, hellcat, fishwife, harpy, termagant, gypsy, vixen, haridan, nagging, loudmouthed
shrewish
virago
hussy
slut
hellcat
fishwife
harpy
termagant
gypsy
vixen
haridan
nagging
loudmouthed
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
شخصیت نمایش بهعنوان یک زن پیر لکاته نوشته شده بود.
The character in the play was written as a shrewish old woman.
مدیر دربارهی رفتار لکاتهی او نسبت به کارکنان، به او هشدار داد.
The manager warned him about his harpy behavior toward staff.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «لکاته» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/لکاته