adversity, affliction, misery, misfortune, distress, tribulation, woe, squalor
adversity
affliction
misery
misfortune
distress
tribulation
woe
squalor
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
در زمان ادبار، باید امیدوار بمانیم.
In times of adversity, we must remain hopeful.
او با پشتکار، ادبار را پشت سر گذاشت.
He overcame affliction through perseverance.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «ادبار» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/ادبار