injury, damage, disorder
injury
damage
disorder
طوفان باعث ایجاد خلل جدی در شبکهی برق شد.
The storm caused severe injury to the power grid.
یک اشکال نرمافزاری میتواند به عملکرد سیستم خلل وارد کند.
A software bug can cause injury to the system's operations.
gap, crack
gap
crack
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
یک خلل در ارتباط بین مدیریت و کارکنان وجود دارد.
There is a gap in communication between management and staff.
مهندسان یک خلل در طراحی پیدا کردند که میتواند منجر به خرابی پل شود.
Engineers found a crack in the design that could cause the bridge to fail.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «خلل» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/خلل