آیکن بنر

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: جمعه ۱۰ مرداد ۱۴۰۴

    دلار به انگلیسی

    معنی و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / dolaar /

    Dollar (often represented by the dollar sign $), buck

    Dollar

    buck

    واحد پول آمریکا

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    بیست ‌هزار دلار پیش‌پرداخت

    an upfront payment of $20,000

    تبدیل دلار به پوند

    the conversion of dollars into pounds

    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج دلار

    دلار به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «دلار» در زبان انگلیسی به dollar ترجمه می‌شود.

    دلار یکی از شناخته‌شده‌ترین و رایج‌ترین واحدهای پولی در جهان است که به‌ویژه با واحد پول رسمی ایالات متحده آمریکا شناخته می‌شود. نماد آن «$» و کد بین‌المللی آن «USD» است. اما استفاده از واژه‌ی «دلار» محدود به آمریکا نیست؛ کشورهای دیگری مانند کانادا، استرالیا، نیوزیلند، سنگاپور و چندین کشور دیگر نیز واحد پولی خود را «دلار» نامیده‌اند. با این حال، وقتی در مکالمه‌های اقتصادی، سیاسی یا مالی به‌طور کلی از «دلار» سخن گفته می‌شود، معمولاً منظور «دلار آمریکا» است.

    دلار آمریکا پس از جنگ جهانی دوم و به‌ویژه با شکل‌گیری نظام مالی برتون وودز، به ارز مرجع جهانی تبدیل شد. در حال حاضر، بیشتر معاملات بین‌المللی، قیمت‌گذاری کالاهای اساسی مانند نفت و طلا، و بخش زیادی از ذخایر ارزی کشورهای مختلف بر پایه‌ی دلار صورت می‌گیرد. قدرت اقتصادی و سیاسی ایالات متحده، ثبات نهادهای مالی آن کشور، و اعتماد جهانی به نظام بانکی و مالی آمریکا از عوامل اصلی پشتوانه‌ی اعتبار دلار در سطح جهانی به‌شمار می‌روند.

    دلار نه‌تنها ابزار اصلی تجارت بین‌المللی است، بلکه در بسیاری از کشورها به‌عنوان ارز جایگزین یا موازی با پول ملی نیز استفاده می‌شود. در اقتصادهای با تورم بالا یا ناپایداری ارزی، مردم برای حفظ ارزش دارایی‌های خود به خرید و نگهداری دلار روی می‌آورند. این پدیده، به‌ویژه در کشورهای در حال توسعه یا بحران‌زده، نقش مهمی در تعیین نرخ ارز و سیاست‌های اقتصادی دارد و گاهی منجر به «دلاریزه شدن» بخش‌هایی از اقتصاد می‌شود.

    نوسانات قیمت دلار در بازارهای جهانی، تأثیر عمیقی بر اقتصاد کشورهای مختلف دارد. افزایش یا کاهش ارزش دلار می‌تواند بر صادرات، واردات، نرخ تورم، و حتی سرمایه‌گذاری‌های داخلی و خارجی اثرگذار باشد. به همین دلیل، تحلیل‌گران اقتصادی، بانک‌های مرکزی، و فعالان بازار سرمایه با دقت بسیار بالا شاخص‌های مرتبط با دلار، مانند نرخ بهره فدرال رزرو، تراز تجاری آمریکا یا داده‌های اشتغال را رصد می‌کنند.

    دلار تنها یک ابزار مبادله نیست، بلکه نمادی از قدرت اقتصادی، ابزار سیاست‌گذاری بین‌المللی، و عنصری تأثیرگذار در مناسبات جهانی است. چه در خریدهای روزمره، چه در معاملات کلان اقتصادی، و چه در تحلیل‌های ژئوپولیتیکی، نقش دلار همواره پررنگ و تعیین‌کننده بوده است. شناخت سازوکارهای مرتبط با دلار برای هر فردی که با اقتصاد جهانی، تجارت بین‌المللی یا سرمایه‌گذاری سروکار دارد، ضروری و بنیادین به‌شمار می‌رود.

    ارجاع به لغت دلار

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «دلار» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/دلار

    لغات نزدیک دلار

    • - دل و روده
    • - دل و روده درآوردن
    • - دلار
    • - دلارام
    • - دلارهای نفتی
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.