آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: دوشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۴

    دوره ماموریت به انگلیسی

    معنی

    tour

    tour

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام
    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج دوره ماموریت

    دوره ماموریت به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «دورهٔ مأموریت» در زبان انگلیسی به assignment period یا term of duty ترجمه می‌شود.

    دورهٔ مأموریت به بازه‌ای زمانی گفته می‌شود که فرد بنا بر وظیفه، مسئولیت یا مأموریتی مشخص به محل یا شرایط خاصی اعزام می‌شود و باید فعالیت‌های تعیین‌شده را در آن مدت انجام دهد. این دوره معمولاً با اهداف، انتظارات و چارچوب‌های اداری یا حرفه‌ای مشخص همراه است و فرد موظف است تا پایان این بازه به تعهدات خود پایبند بماند. ماهیت دورهٔ مأموریت می‌تواند بسیار متفاوت باشد؛ گاهی کوتاه‌مدت است و برای انجام یک وظیفه محدود تعریف می‌شود و گاهی بلندمدت است و شامل مجموعه‌ای گسترده از اقدامات و پیگیری‌ها خواهد بود.

    در بسیاری از ساختارهای کاری، دورهٔ مأموریت به عنوان مرحله‌ای حیاتی برای اجرای برنامه‌ها و پیاده‌سازی سیاست‌های سازمانی شناخته می‌شود. این دوره فرصت بررسی نیازها، آزمودن راهکارها و ارزیابی نتایج را فراهم می‌کند. همچنین مدت مأموریت معمولاً با اهداف مشخصی آغاز می‌شود و در طول مسیر ممکن است بنا بر شرایط، تغییرات یا اصلاحاتی در برنامه‌ها اعمال گردد. به این ترتیب، دورهٔ مأموریت نه تنها شامل فعالیت‌های اجرایی، بلکه فرآیند نظارت، گزارش‌دهی و ارزیابی نیز هست.

    دورهٔ مأموریت اغلب با مسئولیت‌پذیری و تعهد حرفه‌ای همراه است. فردی که وارد دورهٔ مأموریت می‌شود باید توانایی سازگاری با شرایط جدید را داشته باشد و بتواند وظایف خود را حتی در محیط‌های متفاوت و گاه دشوار مدیریت کند. این دوره معمولاً مهارت‌های فردی و سازمانی را تقویت می‌کند، چون فرد در موقعیتی قرار می‌گیرد که نیازمند تصمیم‌گیری‌های سریع، تحلیل موقعیت و اجرای دقیق وظایف است. از این جهت، دورهٔ مأموریت می‌تواند به رشد حرفه‌ای و افزایش تجربه نیز کمک کند.

    از نظر فرهنگی و اجتماعی، مفهوم دورهٔ مأموریت همواره با حس مسئولیت و اعتماد همراه بوده است. سپردن یک مأموریت به فرد نشان‌دهنده‌ی اعتماد به مهارت‌ها و توانایی‌های اوست و به همین دلیل، پایان موفقیت‌آمیز این دوره معمولاً نوعی اعتبار و ارزش افزوده برای فرد محسوب می‌شود. گاهی افراد پس از گذراندن دورهٔ مأموریت، نقش مؤثرتری در سازمان یا محیط حرفه‌ای خود پیدا می‌کنند و تجربیات کسب‌شده آن‌ها در تصمیم‌گیری‌های بعدی بسیار کاربردی می‌شود.

    دورهٔ مأموریت صرفاً یک بازهٔ زمانی ساده نیست، بلکه فرآیندی جامع است که در آن ارزیابی نتایج، بررسی عملکرد و انتقال تجربه از اهمیت بالایی برخوردار است. این دوره می‌تواند بر برنامه‌ریزی‌های آینده، تنظیم راهبردهای جدید و توسعهٔ مهارت‌های فردی اثرگذار باشد. به بیان دیگر، دورهٔ مأموریت نه فقط زمان انجام کار، بلکه فرصتی برای یادگیری، پیشرفت و تثبیت توانایی‌ها در سطح حرفه‌ای است.

    ارجاع به لغت دوره ماموریت

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «دوره ماموریت» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/دوره ماموریت

    لغات نزدیک دوره ماموریت

    • - دوره گردی
    • - دوره گردی و دستفروشی کردن
    • - دوره ماموریت
    • - دوره مقدماتی
    • - دوره نخست وزیری
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.