آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: جمعه ۱۰ مرداد ۱۴۰۴

    دورهمی به انگلیسی

    معنی و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / dorehami /

    gathering

    gathering

    کنار هم جمع شدن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    یک دورهمی دوستانه

    a friendly gathering

    دورهمی غیررسمی

    informal gathering

    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج دورهمی

    دورهمی به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «دورهمی» در زبان انگلیسی به gathering، get-together یا در برخی بافت‌های خودمانی‌تر hangout ترجمه می‌شود.

    «دورهمی» واژه‌ای‌ست صمیمی و مردمی که در فرهنگ فارسی، به‌ویژه در سال‌های اخیر، کاربرد زیادی پیدا کرده و به معنای جمع شدن دوستان، خانواده یا آشنایان در فضایی غیررسمی و دوستانه است. این نوع گردهمایی‌ها معمولاً با هدف معاشرت، گفتگو، خوردن غذا، شنیدن موسیقی، یا صرفاً لذت بردن از حضور در کنار هم برگزار می‌شود. برخلاف مهمانی‌های رسمی، دورهمی‌ها حال‌وهوایی خودمانی، بی‌تکلف و گرم دارند و همین سادگی و صمیمیت است که آن‌ها را محبوب و خاطره‌انگیز می‌کند.

    در جامعه‌ی ایرانی، دورهمی‌ها نقش مهمی در حفظ پیوندهای خانوادگی و اجتماعی ایفا می‌کنند. در فرهنگی که ارتباط انسانی و جمع‌گرایی ارزشمند شمرده می‌شود، چنین گردهمایی‌هایی فرصتی برای تقویت صمیمیت، رفع دلتنگی و گفتگو درباره‌ی مسائل روزمره فراهم می‌آورد. در شب‌های بلند زمستان، ایام تعطیلات نوروز، جشن‌ها، یا حتی عصرهای معمولی هفته، دورهمی‌ها بهانه‌ای‌ست برای در کنار هم بودن، خندیدن، درد دل کردن یا صرفاً لذت بردن از سکوت و حضور.

    دورهمی می‌تواند در هر مکانی شکل بگیرد: خانه‌ی یکی از دوستان، باغی کوچک، کافه‌ای دنج یا حتی روی پشت‌بام یک آپارتمان. آنچه مهم است، مکان یا پذیرایی مجلل نیست، بلکه حس نزدیکی و راحتی میان حاضران است. افراد در این فضا احساس امنیت و تعلق دارند و می‌توانند خودِ واقعی‌شان باشند، بدون نگرانی از قضاوت یا آداب خشک اجتماعی. از همین رو، بسیاری از روابط عمیق و صمیمانه، در دل همین دورهمی‌های کوچک شکل می‌گیرند یا تقویت می‌شوند.

    در دوران معاصر و با تغییر سبک زندگی، دورهمی‌ها گاه رنگ و بوی تازه‌ای به خود گرفته‌اند. گردهمایی‌های مجازی از طریق تماس تصویری، دورهمی‌های موضوعی مانند شب شعر، شب فیلم یا شب بازی‌های گروهی، نمونه‌هایی از تحول این سنت اجتماعی هستند. با این حال، در هسته‌ی اصلی آن‌ها همچنان عنصر «باهم بودن» وجود دارد؛ ارزشی که حتی تکنولوژی هم نتوانسته جایگزینی کامل برای آن ارائه دهد.

    دورهمی نماد ساده اما عمیقی از نیاز انسان به ارتباط، هم‌دلی و باهم‌زیستی است. در دنیایی که روزبه‌روز پرسرعت‌تر، انفرادی‌تر و ماشینی‌تر می‌شود، دورهمی‌ها نقطه‌ی مکثی هستند برای بازگشت به خویشاوندی، به رفاقت و به گرمای انسانی. آن‌ها یادمان می‌اندازند که در کنار هم بودن، حتی بدون دلیل خاص، گاه از هزار دلیل مهم‌تر است.

    ارجاع به لغت دورهمی

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «دورهمی» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/دورهمی

    لغات نزدیک دورهمی

    • - دوره ی حاد
    • - دوره یک چهارم نهایی
    • - دورهمی
    • - دوری
    • - دوری از افراط و تفریط
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.