آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: سه‌شنبه ۶ آبان ۱۴۰۴

    روزانه به انگلیسی

    معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

    قید
    فونتیک فارسی / roozaane /

    daily, per day, each day, day to day, per diem

    daily

    per day

    each day

    day to day

    per diem

    هر روز

    ما به‌طور روزانه مزد می‌دهیم.

    We pay wages on a per diem basis.

    به هریک از کارگران روزانه مبلغ معینی پرداخت می‌شود.

    Eack worker is paid so much per day.

    صفت
    فونتیک فارسی / roozaane /

    daily, everyday, quotidian, journal, diurnal

    daily

    everyday

    quotidian

    journal

    diurnal

    وابسته به روز

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    او می‌خواست از مشقت مسئولیت‌های روزانه کمی فاصله بگیرد.

    He wanted a break from the grind of everyday responsibilities.

    کتاب نیایش روزانه

    a book of daily devotions

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد روزانه

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    روزمره هرروز یومیه

    سوال‌های رایج روزانه

    روزانه به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «روزانه» در زبان انگلیسی به daily ترجمه می‌شود.

    «روزانه» واژه‌ای است که به هر چیزی که به طور منظم در هر روز تکرار می‌شود، اشاره دارد. این کلمه در زمینه‌های مختلفی کاربرد دارد؛ از جمله فعالیت‌ها، مصرف‌ها، برنامه‌ریزی‌ها، رفتارها و حتی احساسات. وقتی می‌گوییم چیزی «روزانه» انجام می‌شود، به این معناست که آن موضوع بخشی از روتین زندگی شده و نوعی نظم یا استمرار در آن وجود دارد. مثلاً عبارت‌هایی مثل "مصرف روزانه‌ی ویتامین" یا "تمرین روزانه" نمونه‌هایی از این کاربرد هستند که بر تکرار و اهمیت پایدار یک عمل در طول زمان تأکید دارند.

    در زندگی مدرن، بسیاری از ما بر اساس برنامه‌های روزانه عمل می‌کنیم. از بیدار شدن در یک ساعت مشخص گرفته تا کار، غذا خوردن، ورزش، مطالعه و حتی زمانی برای استراحت، همه این‌ها تحت تاثیر الگوهای روزانه قرار دارند. روتین‌های روزانه به ما کمک می‌کنند بهره‌وری بیشتری داشته باشیم، اهداف را بهتر دنبال کنیم و حس کنترل و ساختار را در زندگی‌مان تقویت کنیم. در روان‌شناسی نیز ثابت شده که داشتن یک برنامه‌ی روزانه‌ی منظم می‌تواند اضطراب را کاهش دهد و کیفیت زندگی را بهبود ببخشد.

    اما واژه‌ی «روزانه» تنها به روتین محدود نمی‌شود. در حوزه‌هایی مانند رسانه، اصطلاح «روزنامه» از همین ریشه می‌آید که به نشریه‌ای اطلاق می‌شود که هر روز منتشر می‌شود. یا در امور مالی، «هزینه‌های روزانه» به مخارجی گفته می‌شود که در طول هر روز اتفاق می‌افتند و بخشی از زندگی جاری هستند. در داروسازی نیز دوز روزانه‌ی دارو اشاره به میزان مجاز و توصیه‌شده‌ی مصرف در یک روز دارد که رعایت آن برای اثربخشی درمان ضروری است.

    مفهوم «روزانه» بازتابی از تکرار، استمرار و اهمیت زمان در زندگی ماست. کارهای کوچکی که هر روز انجام می‌دهیم، در مجموع تأثیری بزرگ بر سبک زندگی و شخصیت‌ ما می‌گذارند. شاید به ظاهر ساده بیایند، اما روتین‌های روزانه ستون‌های زندگی ما را تشکیل می‌دهند و مسیر رسیدن به اهداف بلندمدت را هموار می‌سازند.

    ارجاع به لغت روزانه

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «روزانه» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/روزانه

    لغات نزدیک روزانه

    • - روزآمد کردن
    • - روزافزون
    • - روزانه
    • - روزبد
    • - روزبه‌روز
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.