آیکن بنر

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۴

    ریختن به انگلیسی

    معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

    فعل متعدی
    فونتیک فارسی / rikhtan /

    to pour, to shed, to spill, to splash, to fall, to rain

    to pour

    to shed

    to spill

    to splash

    to fall

    to rain

    پاشیدن

    چای ریختن

    to pour tea

    او سهواً قهوه را روی پیراهن جدیدش ریخت.

    She accidentally shed coffee on her new dress.

    فعل لازم
    فونتیک فارسی / rikhtan /

    to flow (into), to stream, to run, to outflow

    to flow

    to stream

    to run

    to outflow

    جاری شدن به داخل چیزی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    رودخانه تا پایان تابستان به اقیانوس خواهد ریخت.

    The river will flow into the ocean by the end of the summer.

    آب پس‌از باران شروع به ریختن در مسیر سنگی کرد.

    The water began to stream down the rocky path after the rain.

    فعل لازم
    فونتیک فارسی / rikhtan /

    to cast (molten metal), to found, to mould

    to cast

    to found

    to mould

    قالب‌گیری کردن فلز گداخته

    هنرمندان با دقت ریختند تا طرح‌های پیچیده‌ای بسازند.

    The artisans cast with precision to create intricate designs.

    زمانی که فلز شروع به سرد شدن کرد، مشخص بود که ریختن موفق خواهد بود.

    As the metal began to cool, it was clear that the cast would be successful.

    فعل لازم
    فونتیک فارسی / rikhtan /

    to be poured, to pour, to discharge, to disgorge, to jet, to rush (in or out), to spit out, to expel, to gush (out), to spew (out)

    to be poured

    to pour

    to discharge

    to disgorge

    to jet

    to rush

    to spit out

    to expel

    to gush

    to spew

    قرار گرفتن، هجوم آوردن

    شکلات مایع می‌تواند برای تزئین روی کیک ریخته شود.

    Liquid chocolate can be poured over the cake for decoration.

    پس‌از حفاری، نفت از زمین ریخت.

    The oil gushed out of the ground after the drilling.

    فعل متعدی
    فونتیک فارسی / rikhtan /

    to shed, to scatter, to strew, to spatter, to litter, to jettison

    to shed

    to scatter

    to strew

    to spatter

    to litter

    to jettison

    پخش کردن

    باغبان دانه‌ها را در سراسر زمین ریخت.

    The gardener shed seeds across the entire field.

    باد شروع به ریختن برگ‌ها در سرتاسر پارک کرد.

    The wind started to scatter the leaves all around the park.

    فعل مرکب
    فونتیک فارسی / rikhtan /

    to spread, to pour, to shed, to destroy

    to spread

    to pour

    to shed

    to destroy

    نابود کردن، پاشیدن

    خون ریختن

    to shed blood

    آبرو ریختن

    to destroy reputation

    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج ریختن

    ریختن به انگلیسی چی می‌شه؟

    معادل انگلیسی کلمه‌ی «ریختن» بسته به بافت جمله می‌تواند to pour، to spill، to drop، to shed، یا حتی to scatter باشد.

    «ریختن» فعلی چندمعنایی در زبان فارسی است که در موقعیت‌های مختلف کاربردهای گوناگون دارد. به‌طور کلی، به حرکتِ مایع یا ذرات از نقطه‌ای به نقطه‌ی دیگر، معمولاً به‌صورت آزادانه یا بدون کنترل کامل اشاره دارد. برای مثال، وقتی می‌گوییم «آب را در لیوان ریخت»، منظور to pour است. اما اگر کسی بگوید «چای ریخت روی لباسش»، به‌معنای to spill است، یعنی اتفاقی و ناخواسته.

    همچنین «ریختن» در مورد جامدات هم به‌کار می‌رود: مثلاً «دانه‌ها را روی زمین ریخت» که در انگلیسی می‌شود to fall یا to scatter.

    در مورد احساسات یا عناصر انتزاعی هم دیده می‌شود: «اشک ریخت» معادل to shed tears است.

    حتی در معنای ریختن افراد به جایی (مثلاً: «مردم به خیابان‌ها ریختند») می‌توان از to flood into, to pour into, یا to rush استفاده کرد.

    از لحاظ مفهومی، «ریختن» اغلب حالتی از رهایی یا انتشار دارد—چه در حرکت مایعات، چه اشک، چه دانه‌ها و چه حتی جمعیت. واژه‌ای‌ست پرکاربرد، تصویری، و بسیار زنده که بسته به زمینه، می‌تواند احساس، حرکت، یا تغییر حالت را به‌خوبی منتقل کند.


    ارجاع به لغت ریختن

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «ریختن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/ریختن

    لغات نزدیک ریختن

    • - ریختگری
    • - ریختگی
    • - ریختن
    • - ریختن آبگونه
    • - ریختن با کج کردن ظرف
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.