آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۳ آبان ۱۴۰۵

      ساحل به انگلیسی

      توضیحات:

      همچنین در حالت جمع می‌توان از سواحل و ساحل‌ها استفاده کرد.

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / saahel /

      beach, riverfront, seashore, riverside, seacoast, riverbank, waterside, bank, shore, front, coast, waterfront, frontage, strand

      beach

      riverfront

      seashore

      riverside

      seacoast

      riverbank

      waterside

      bank

      shore

      front

      coast

      waterfront

      frontage

      strand

      ساحل, beach, riverfront, seashore, riverside, seacoast, riverbank, waterside, bank, shore, front, coast, waterfront, frontage, strand
      دریاکنار، کرانه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بهبود گرامر با هوش مصنوعی‬
      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      او بدون هدف در امتداد ساحل پرسه می‌زد.

      He wandered aimlessly along the beach.

      بسیاری از گونه‌های دریایی در زیستگاه‌های متنوع ساحل رشد می‌کنند.

      Many marine species thrive in the diverse habitats of the seashore.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      در ساحل رودخانه نشست.

      He sat on the bank of the river.

      بسیاری از شهرها درحال احیای مناطق ساحلی خود برای تفریح هستند.

      Many cities are revitalizing their waterside districts for recreation.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد ساحل

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      شاطی عراق کرانه کنار کناردریا کناره‌ور

      سوال‌های رایج ساحل

      ساحل به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «ساحل» در زبان انگلیسی به beach ترجمه می‌شود.

      ساحل نقطه‌ی تلاقی خشکی و دریا است؛ جایی که موج‌ها به آرامی شن‌ها را می‌شویند و چشم‌اندازی دل‌انگیز از طبیعت و آرامش را به نمایش می‌گذارند. این نوار باریک اما مهم از زمین، نه‌تنها از نظر جغرافیایی اهمیت دارد، بلکه در حوزه‌های فرهنگی، اقتصادی و زیباشناختی نیز نقشی پررنگ ایفا می‌کند. سواحل می‌توانند شنی، سنگی، صخره‌ای یا گِلی باشند و شکل و ساختار آن‌ها بسته به شرایط اقلیمی، جریان‌های اقیانوسی، و موقعیت جغرافیایی متفاوت است.

      در بسیاری از نقاط جهان، ساحل نمادی از آرامش، آزادی و فرار از روزمرگی محسوب می‌شود. قدم‌زدن بر شن‌های گرم، گوش‌دادن به صدای موج‌ها و تماشای غروب آفتاب بر روی خط افق، از تجربه‌های عمیق و احساسی‌ست که انسان را به طبیعت نزدیک‌تر می‌کند. بسیاری از مردم در تعطیلات خود به سواحل پناه می‌برند تا از استرس‌های زندگی شهری فاصله بگیرند. ساحل، جایی است که عشق، دوستی، خانواده و حتی تنهایی، معنا و رنگی خاص پیدا می‌کند.

      از منظر اقتصادی، سواحل در توسعه‌ی گردشگری نقش کلیدی دارند. شهرهای ساحلی اغلب به مراکز مهم توریستی تبدیل می‌شوند و با ایجاد هتل‌ها، رستوران‌ها، و فعالیت‌های تفریحی مانند شنا، قایق‌سواری و غواصی، به رشد اقتصادی منطقه کمک می‌کنند. این اهمیت موجب شده تا حفاظت از سواحل و مدیریت پایدار آن‌ها به یکی از دغدغه‌های اصلی برنامه‌ریزان محیط‌زیست تبدیل شود. افزایش آلودگی، ساخت‌وساز بی‌رویه و تغییرات اقلیمی، همگی عواملی هستند که حیات سواحل را تهدید می‌کنند.

      در ادبیات و هنر، ساحل همواره جایی برای تداعی لحظه‌های گذرا، آغازها و پایان‌ها بوده است. از ساحل به‌عنوان مرزی میان شناخته و ناشناخته، میان اقامت و سفر، میان آرامش و طوفان یاد شده است. بسیاری از داستان‌ها و فیلم‌ها، با صحنه‌ای در کنار ساحل آغاز یا پایان می‌یابند؛ گویی که موج‌ها شاهد خاموش روایت‌هایی از عشق، وداع یا تولدی دوباره‌اند. شاعران نیز اغلب ساحل را به عنوان استعاره‌ای از انتظار، امید یا جدایی به کار گرفته‌اند.

      ساحل تنها یک نوار جغرافیایی نیست؛ بلکه صحنه‌ای‌ست برای بازی زندگی. جایی که کودکان قلعه‌ی شنی می‌سازند، دلدادگان دست‌در‌دست قدم می‌زنند، و انسان‌ها لحظه‌ای از خویش فارغ می‌شوند تا در بی‌کرانگی دریا گم شوند. شاید به همین دلیل است که ساحل، هم‌زمان هم حسرت‌انگیز است و هم آرامش‌بخش، هم پایان است و هم آغاز، هم مرز زمین و آب و هم مرز رویا و واقعیت.

      ارجاع به لغت ساحل

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «ساحل» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/ساحل

      لغات نزدیک ساحل

      • - ساحر
      • - ساحره
      • - ساحل
      • - ساحل رود
      • - ساحل رودخانه
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      diazo sever cyan Franco ter correct sterno supra UX user experience winning gallery music box latency qualification gravitational پرجذبه جوانه‌ی لوبیا جیرجیرکننده غیرقابل حصول خاورنشین گرین‌میل زغال‌دار خودرویی پاداش بازنشستگی دندان‌قروچه تحول عظیم بخور زنده‌زا ساعت‌گرد صلبیه‌ای
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.