causative, causal
causative
causal
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
کارآگاه بهدنبال ارتباط سببی بین دو رویداد برای حل معما بود.
The detective was looking for the causal link between the two events to solve the mystery.
محققان درحال بررسی عوامل سببی موثر بر تغییرات اقلیمی و تأثیر جهانی آن هستند.
Researchers are investigating the causal factors contributing to climate change and its global impact.
واژهی «fell» فعلی سببی است به معنی «سبب افتادن شدن».
The word "fell" is a causative verb meaning "to cause to fall."
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «سببی» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/سببی