rein, bridle, control, harness, curb
rein
bridle
control
harness
curb
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
عنان امور دولت
the reins of government
سوارکار قبلاز سوار شدن، عنان را روی سر اسب تنظیم کرد.
The rider adjusted the bridle on the horse's head before mounting.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «عنان» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/عنان