floating, afloat, dunking, plunged, plunging, bobbing, bobbling, submerged
floating
afloat
dunking
plunged
plunging
bobbing
bobbling
submerged
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
قایق نجات در آبهای طوفانی غوطهور ماند.
The lifeboat remained afloat in the stormy waters.
ماهی غوطهور در واقع یک موجود کوچک بود که هفتهها زیر آب باقی مانده بود.
The floating fish was actually a small creature that had been submerged for weeks.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «غوطهور» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/غوطهور