آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴

    فرار به انگلیسی

    معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / faraar /

    escape, runaway, getaway, defection, running away, flight, dodge, elusion, circumvention, desertion, break, scamper, decamping, bolt, evasion, outflow, lam

    escape

    runaway

    getaway

    defection

    running away

    flight

    dodge

    elusion

    circumvention

    desertion

    break

    scamper

    decamping

    bolt

    evasion

    outflow

    lam

    گریز، هزیمت

    از فرار سرمایه‌ جلوگیری کردن

    to staunch the escape of capital

    دزدان دست و پای او را بستند و فرار کردند.

    The robbers bound his hands and feet, and escaped.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    او متهم به همدستی در فرار زندانیان است.

    He is accused of complicity in the prisoners' escape.

    صفت
    فونتیک فارسی / farraar /

    عامیانه volatile, fugacious, evaporating, fugitive, unstable, evasive, elusive

    volatile

    fugacious

    evaporating

    fugitive

    unstable

    evasive

    elusive

    ناپایدار، ازبین‌رونده، بخارشونده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری

    بازار سهام محلی فرار است که در آن قیمت‌ها می‌توانند در عرض چند ثانیه نوسان داشته باشند.

    The stock market is a volatile place where prices can fluctuate wildly in a matter of seconds.

    گاز فرار

    volatile gas

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد فرار

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    انهزام رم عقب نشینی گریز هرب هزیمت
    مترادف:
    گریزپا گریزنده

    سوال‌های رایج فرار

    فرار به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «فرار» در زبان انگلیسی به escape ترجمه می‌شود.

    فرار به عمل یا فرآیندی گفته می‌شود که فرد یا گروهی با هدف خروج از یک موقعیت خطرناک، محدودیت یا تهدید، محیط یا شرایطی را ترک می‌کند. در زبان انگلیسی، escape به همان معنای فرار از زندان، خطر، شرایط محدودکننده یا تهدیدآمیز اشاره دارد و بار معنایی روانی و فیزیکی دارد.

    از منظر روان‌شناختی، فرار می‌تواند واکنشی طبیعی در مقابل استرس، تهدید یا اضطراب شدید باشد. انسان‌ها و حیوانات گاهی برای حفظ امنیت و بقا، به طور غریزی به فرار روی می‌آورند. این رفتار نشان‌دهنده تمایل به حفاظت از خود و جلوگیری از آسیب است و نقش مهمی در پاسخ به خطرات دارد.

    در زندگی روزمره، فرار می‌تواند به شکل فیزیکی، ذهنی یا استعاری رخ دهد. فرار فیزیکی شامل خروج از مکان خطرناک یا شرایط محدودکننده است، در حالی که فرار ذهنی یا استعاری می‌تواند به اجتناب از مشکلات، تعهدات یا مواجهه با واقعیت اشاره داشته باشد. این نوع فرار گاهی راهی برای مقابله موقت با فشارهای روانی محسوب می‌شود، هرچند که راه‌حل بلندمدت نیست.

    از منظر فرهنگی و ادبی، فرار اغلب در داستان‌ها، فیلم‌ها و ادبیات به عنوان عاملی برای ایجاد هیجان، تغییر و تحول شخصیت‌ها به کار می‌رود. شخصیت‌هایی که فرار می‌کنند، معمولاً با چالش‌ها، خطرات و رشد شخصیتی مواجه می‌شوند و این تجربه‌ها باعث پیشرفت داستان و ایجاد درام می‌شوند.

    فرار پلی میان خطر، واکنش و حفاظت از خود است. این عمل نشان می‌دهد که گاهی انسان برای حفظ امنیت یا مقابله با شرایط دشوار نیازمند فاصله گرفتن از محیط یا موقعیت تهدیدآمیز است. فرار، چه به صورت واقعی و فیزیکی و چه به شکل استعاری و روانی، نمادی از تلاش برای بقا، حفظ سلامت و مدیریت شرایط دشوار در زندگی انسان‌ها محسوب می‌شود.

    ارجاع به لغت فرار

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «فرار» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/فرار

    لغات نزدیک فرار

    • - فرادهشی
    • - فرادید
    • - فرار
    • - فرار از پاسخ
    • - فرار از زندان
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.