آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۴

    لمس کردن به انگلیسی

    معنی و نمونه‌جمله‌ها

    فعل متعدی
    فونتیک فارسی / lams kardan /

    to touch, to feel, to palpate, to contact, to finger, to dab, to thumb

    to touch

    to feel

    to palpate

    to contact

    to finger

    to dab

    to thumb

    دست مالیدن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    او پارچه‌ها را با انگشت لمس می‌کرد.

    She was fingering the fabrics.

    ناگهان دستی شانه‌اش را لمس کرد.

    Suddenly a hand touched his shoulder.

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد لمس کردن

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    بسودن دست مالیدن سودن

    سوال‌های رایج لمس کردن

    لمس کردن به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «لمس کردن» در زبان انگلیسی به Touch ترجمه می‌شود.

    لمس کردن یکی از حواس پنج‌گانه انسان است که نقش بسیار مهمی در درک محیط پیرامون و تعامل با اشیاء و افراد دارد. این حس به وسیله‌ی گیرنده‌های عصبی خاصی در پوست فعال می‌شود و اطلاعاتی مانند فشار، بافت، دما و درد را به مغز منتقل می‌کند. توانایی لمس کردن به انسان امکان می‌دهد تا اشیاء را شناسایی کند، تغییرات محیطی را حس کند و واکنش‌های مناسب نشان دهد.

    این حس در زندگی روزمره از اهمیت بالایی برخوردار است. از لحظه‌ای که دست‌ها به اجسام مختلف برخورد می‌کنند، اطلاعات مختلفی به مغز ارسال می‌شود که به تصمیم‌گیری‌ها و واکنش‌ها کمک می‌کند. برای مثال، لمس کردن یک سطح گرم باعث واکنش سریع و عقب‌نشینی دست می‌شود که یک مکانیسم حفاظتی حیاتی است. همچنین، لمس کردن در روابط انسانی نقش مهمی دارد و می‌تواند حس آرامش، اعتماد و ارتباط عاطفی را تقویت کند.

    از نظر علمی، گیرنده‌های لمسی در پوست به چند دسته تقسیم می‌شوند؛ برخی مسئول حس فشار و تماس آرام، برخی دیگر برای تشخیص درد یا دمای سرد و گرم فعال می‌شوند. این گیرنده‌ها به صورت شبکه‌ای گسترده در سراسر بدن پراکنده‌اند و اطلاعات حسی را به نخاع و سپس به قشر مغز ارسال می‌کنند. بررسی عملکرد این سیستم برای فهم بهتر بیماری‌های عصبی و اختلالات حسی اهمیت دارد.

    لمس کردن نه تنها برای تعامل با محیط فیزیکی ضروری است، بلکه در بسیاری از فرآیندهای یادگیری و رشد نیز نقش دارد. نوزادان از طریق لمس کردن دنیای اطراف را کشف می‌کنند و این حس به تقویت ارتباطات اجتماعی و شناختی آن‌ها کمک می‌کند. در حوزه‌های پزشکی و روان‌شناسی، کاربردهای درمانی لمس نیز شناخته شده‌اند، مانند ماساژ درمانی و روش‌های تسکین درد.

    لمس کردن یکی از حس‌های بنیادی و پیچیده انسان است که هم از نظر فیزیولوژیکی و هم از نظر روانی اهمیت فراوان دارد و پایه‌ای برای بسیاری از تعاملات روزمره و تجربه‌های حسی ما محسوب می‌شود.

    ارجاع به لغت لمس کردن

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «لمس کردن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/لمس کردن

    لغات نزدیک لمس کردن

    • - لمس پذیر
    • - لمس پذیری
    • - لمس کردن
    • - لمس نکردنی
    • - لمسی
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.