آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۴

      مشترک به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      صفت
      فونتیک فارسی / moshtarak /

      common, joint, collaborative, collective, mutual, communal, concerted

      common

      joint

      collaborative

      collective

      mutual

      communal

      concerted

      دارای شریک، متعلق به چند نفر

      هر دوی ما نسبت به کمونیسم احساس بیزاری مشترک داشتیم.

      We both shared a common antipathy to communism.

      پس از مرگ والدینمان، غم مشترک ما را به هم نزدیک‌تر کرد.

      After the death of our parents, common grief has bound us closer together.

      حقوق concurrent

      concurrent

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری
      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج مشترک

      مشترک به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «مشترک» در زبان انگلیسی به Common، Shared یا Subscriber ترجمه می‌شود، بسته به معنای آن در جمله.

      اگر منظور از «مشترک» کسی باشد که خدماتی مانند اینترنت، تلفن یا مجله را دریافت می‌کند، معادل آن Subscriber است. مثلاً:

      The internet service has over a million subscribers. (این سرویس اینترنت بیش از یک میلیون مشترک دارد.)

      اما اگر منظور چیز یا ویژگی‌ای باشد که بین چند نفر یا چیز تقسیم شده یا وجود دارد، معادل آن Common یا Shared است. مثلاً:

      They have common interests. (آن‌ها علایق مشترکی دارند.) | They live in a shared apartment. (آن‌ها در یک آپارتمان مشترک زندگی می‌کنند.)

      واژه‌ی مشترک در زبان فارسی بسته به زمینه، کاربردهای مختلفی دارد. در حوزه‌ی خدمات، مثل تلفن همراه یا اینترنت، مشترک به فردی گفته می‌شود که با ثبت‌نام یا پرداخت هزینه، از خدمات یک شرکت یا سازمان بهره‌مند می‌شود. در اینجا مشترک به‌عنوان مشتری دائم شناخته می‌شود و ارتباط بلندمدتی با ارائه‌دهنده‌ی خدمات دارد.

      در معنای اجتماعی یا مفهومی، مشترک به چیزی گفته می‌شود که بین دو یا چند نفر، گروه یا چیز وجود دارد یا تقسیم شده است؛ مانند هدف مشترک، دوست مشترک یا زبان مشترک. این کاربرد نشان‌دهنده‌ی وجود نقطه‌ی تلاقی یا زمینه‌ی ارتباطی میان چند عنصر است که آن‌ها را به هم پیوند می‌دهد.

      مشترک» واژه‌ای چندمنظوره است که هم در روابط انسانی و مفاهیم ذهنی کاربرد دارد، و هم در حوزه‌های فنی و خدماتی، و معادل انگلیسی آن بسته به موقعیت می‌تواند متفاوت باشد.

      ارجاع به لغت مشترک

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «مشترک» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/مشترک

      لغات نزدیک مشترک

      • - مشتبه
      • - مشتبهانه
      • - مشترک
      • - مشترک المقیاس
      • - مشترک‌المنافع
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.