difficulty, distress, hardship, pinch, straitened circumstances, extremity, squeeze, shortage, straitjacket, strait, indigence, poverty, lack, destitution
difficulty
distress
hardship
pinch
straitened circumstances
extremity
squeeze
shortage
straitjacket
strait
indigence
poverty
lack
destitution
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
در مضیقه
in reduced circumstances
مضیقههای مالی
financial difficulties
شکل درست و معیار «مضیقه» است.
«مضیقه» واژهای عربیتبار است که در فارسی به معنی تنگنا، کمبود، فشار، یا سختی در تامین نیازها به کار میرود و در متون رسمی، ادبی و گفتاری رایج است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «مضیقه» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۹ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/مضیقه