آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: شنبه ۸ آذر ۱۴۰۴

    نگفتنی به انگلیسی

    معنی

    incommunicable, ineffable, inexpressible, nameless, silent, unmentionable, unspeakable, unutterable

    incommunicable

    ineffable

    inexpressible

    nameless

    silent

    unmentionable

    unspeakable

    unutterable

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج نگفتنی

    نگفتنی به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «نگفتنی» در زبان انگلیسی به unspeakable ترجمه می‌شود.

    واژه‌ی نگفتنی به وضعیتی اشاره دارد که در آن موضوع، احساس یا رویدادی به‌قدری سنگین، پیچیده یا حساس است که بیان مستقیم آن دشوار یا ناممکن به نظر می‌رسد. این مفهوم معمولاً برای توصیف چیزهایی به کار می‌رود که بر زبان آوردنشان یا مناسب نیست، یا توانایی زبانی انسان برای توضیحشان ناکافی است. هنگامی که چیزی نگفتنی توصیف می‌شود، معمولاً در ذهن مخاطب نوعی بار عاطفی عمیق یا معنای پنهان ایجاد می‌کند که فراتر از بیان لفظی است و همین خصوصیت، به این واژه ظرافتی خاص می‌بخشد.

    نگفتنی می‌تواند به احساساتی اشاره کند که شدت آن‌ها از توان توصیف معمول فراتر است؛ احساساتی مانند اندوهی که در کلمات نمی‌گنجد، شگفتی‌ای که زبان از وصف آن قاصر است یا تجربه‌ای شخصی که بیانش با محدودیت همراه است. این تجربه‌ها معمولاً تأثیری ژرف بر ذهن و روان انسان بر جای می‌گذارند و به دلیل پیچیدگی‌شان، تنها در لایه‌های درونی و خاموش ذهن قابل درک و پردازش هستند. بنابراین، مفهوم نگفتنی هم به محدودیت زبان اشاره دارد و هم به عمق تجربه‌ی انسانی.

    در زمینه‌ی ارتباطات، نگفتنی بودن یک موضوع می‌تواند به انتخاب آگاهانه‌ی فرد برای خودداری از بیان آن نیز مربوط باشد. گاهی انسان‌ها آگاهانه تصمیم می‌گیرند از گفتن برخی حرف‌ها پرهیز کنند، زیرا ممکن است بیان آن‌ها موجب آسیب، سوءتفاهم یا آشفتگی شود. در چنین شرایطی، نگفتنی نه نتیجه‌ی ناتوانی، بلکه برخاسته از مصلحت‌اندیشی، رعایت احساسات دیگران یا حفظ آرامش درونی است. این زاویه‌ی معنایی نشان می‌دهد که نگفتنی می‌تواند نوعی کنترل و مدیریت زبان نیز باشد.

    نگفتنی همچنین در توصیف جنبه‌های بسیار ظریف، ارزشمند یا شخصی زندگی کاربرد دارد. برخی خاطرات، تعلقات یا لحظات ناب انسانی چنان خصوصی‌اند که در ساحت کلام نمی‌گنجند و فرد ترجیح می‌دهد آن‌ها را در سکوت و درون خود نگه دارد. این سکوت، نشانه‌ی ضعف نیست؛ بلکه نوعی احترام به عمق تجربه و کیفیت لطیف احساس است. گاهی بر زبان نیاوردن، خود حامل معنایی عمیق‌تر از گفتن است و همین موضوع باعث می‌شود که نگفتنی گاه ارزشی شاعرانه نیز پیدا کند.

    علاوه بر این، نگفتنی می‌تواند به ظرفیت محدود کلامی انسان نیز اشاره داشته باشد. زبان، ابزار قدرتمندی برای بیان است، اما گستره‌ی احساسات، ادراکات و تجربیات انسان بسیار فراتر از مرزهای واژگان قرار دارد. بسیاری از تجربه‌های زیبایی‌شناختی، معنایی یا عاطفی تنها در قالب احساس، نگاه، سکوت یا رفتار معنا می‌یابند و زبان به‌تنهایی نمی‌تواند آن‌ها را بازنمایی کند. نگفتنی بودن برخی چیزها یادآور این حقیقت است که جهان درونی انسان همیشه بزرگ‌تر از دامنه‌ی کلمات باقی خواهد ماند.

    ارجاع به لغت نگفتنی

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «نگفتنی» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/نگفتنی

    لغات نزدیک نگفتنی

    • - نگریستن با ولع
    • - نگریه
    • - نگفتنی
    • - نگون
    • - نگون‌بخت
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.