فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Addictive

əˈdɪktɪv əˈdɪktɪv
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • صفت تفضیلی:

    more addictive
  • صفت عالی:

    most addictive

معنی و نمونه‌جمله

  • adjective C1
    معتادکننده
    • - Some sleeping pills are addictive.
    • - برخی قرص‌های خواب اعتیادآورند.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد addictive

  1. adjective habit-forming
    Synonyms: enslaving, hooking, obsessive

ارجاع به لغت addictive

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «addictive» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/addictive

لغات نزدیک addictive

پیشنهاد بهبود معانی