همچنین میتوان از teller بهجای bank teller استفاده کرد.
انگلیسی آمریکایی کسبوکار تحویلدار بانک، متصدی بانک
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کسبوکار
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The bank teller helped me deposit money into my account.
متصدی بانک به من کمک کرد تا پول را به حسابم واریز کنم.
The bank teller counted the cash carefully before handing it to the customer.
تحویلدار بانک قبلاز تحویل پول به مشتری، اسکناسها را با دقت شمرد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «bank teller» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/bank-teller