شکل جمع:
craniectomiesپزشکی کرانیوتومی، عمل باز مغز (نوعی عمل جراحی که جراح برشهایی روی سر ایجاد میکند و بخشی از جمجمه را بهطور موقت برمیدارد)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی پزشکی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The surgeon performed a craniectomy to relieve pressure on the patient's brain.
جراح برای کاهش فشار روی مغز بیمار، عمل باز مغز انجام داد.
After the craniectomy, the patient was taken to intensive care for monitoring.
پساز کرانیوتومی، بیمار برای نظارت به بخش مراقبتهای ویژه منتقل شد.
A craniectomy can be necessary after a severe head injury.
پساز صدمهی شدید به سر، ممکن است عمل باز مغز ضروری باشد.
The neurosurgeon explained the risks of the craniectomy to the family.
جراح مغزواعصاب خطرات کرانیوتومی را برای خانواده توضیح داد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «craniectomy» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۹ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/craniectomy