آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Dinnerware

American: ˈdɪnəˌrwer British: ˈdɪnəˌrwer

معنی dinnerware

noun

چینی‌آلات (بشقاب و فنجان و غیره)، ظرف‌های خوراک‌خوری، کاسه بشقاب

noun

یک دست کامل ظروف خوراکخوری

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت dinnerware

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «dinnerware» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/dinnerware

لغات نزدیک dinnerware

پیشنهاد بهبود معانی