بد
dyscrasia
بدمزاجی
dystopia
جامعهای با شرایط بد
آسیبدیده، ضعیف
The company's dysfunctional management caused the project to fail.
مدیریت ضعیف شرکت باعث شکست پروژه شد.
After the stroke, she suffered from dysarthria and her speech was slurred.
بعداز سکتهی مغزی، دچار آسیبدیدگی در تکلم شد و گفتارش بریدهبریده بود.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «dys-» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/dys-