امکانات گرامرلی و هوش مصنوعی (AI) برای متون فارسی و انگلیسی

Ermine

ˈɜrːmɪn ˈɜːmɪn
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

noun
جانورشناسی قاقم، پوست قاقم، خز قاقم

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد ermine

  1. noun Mustelid of northern hemisphere in its white winter coat
    Synonyms: shorttail weasel, Mustela erminea

ارجاع به لغت ermine

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «ermine» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ آبان ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/ermine

لغات نزدیک ermine

پیشنهاد بهبود معانی