فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Floorboard

ˈflɔːrbɔːrd ˈflɔːbɔːd
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • noun
    کف اتوموبیل، کف تخته‌ای
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد floorboard

  1. noun A board in the floor
    Synonyms: floor board

ارجاع به لغت floorboard

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «floorboard» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/floorboard

لغات نزدیک floorboard

پیشنهاد بهبود معانی