پایان، تمام (با نتیجهای ناموفق)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
When the final whistle blew and we were down by five goals, it was game over.
وقتی سوت پایان زده شد و ما پنج گل عقب بودیم، دیگر کار تمام بود.
When the final goal went in, the commentator shouted game over.
وقتی گل پایانی زده شد، گزارشگر فریاد زد پایان بازی.
We tried to fix the bug, but when the app crashed during the demo, it was game over.
ما سعی کردیم باگ را برطرف کنیم؛ اما وقتی برنامه در طول دمو از کار افتاد، همهچیز به پایان رسید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «game over» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/game-over