گذشتهی ساده:
had a falling-outشکل سوم:
had a falling-outسومشخص مفرد:
has a falling-outوجه وصفی حال:
having a falling-outمشاجره کردن، به مشکل خوردن، دعوا کردن، بحثوجدل کردن، قهر کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
My sister and I had a falling-out over something silly, but we made up quickly.
من و خواهرم سر یک چیز مسخره دعوا کردیم، اما سریع آشتی کردیم.
Historical records indicate that many political alliances had a falling-out due to conflicts of interest, ultimately altering the course of international relations.
سوابق تاریخی نشان میدهد که بسیاری از ائتلافهای سیاسی بهدلیل تضاد منافع با هم به مشکل خوردند و درنهایت مسیر روابط بینالملل را تغییر دادند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «have a falling-out» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/have-a-falling-out