Make A Sound

آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

collocation
صدا در آوردن، صدا تولید کردن link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کالوکیشن‌های کاربردی سطح پیشرفته

مشاهده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
- Don't make a sound; the baby is sleeping.
- صدا در نیاور؛ بچه خواب است.
- The old engine made a strange sound.
- موتور قدیمی صدای عجیبی تولید کرد.
پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت make a sound

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «make a sound» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/make-a-sound

لغات نزدیک make a sound

پیشنهاد بهبود معانی