انگلیسی بریتانیایی عذرخواهی کردن (برای عدم حضور در جایی)
She made her excuses and left before the ceremony began.
او عذرخواهی کرد و قبلاز شروع مراسم رفت.
He made his excuses, saying he had a prior appointment.
او عذرخواهی کرد و گفت که قرار قبلی داشته است.
Please make my excuses at the meeting on Saturday.
لطفاً عذر من را بابت جلسهی روز شنبه بپذیرید.
If you must leave the party, make your excuses politely.
اگر باید مهمانی را ترک کنی، مؤدبانه عذرخواهی کن.
بهانهتراشی کردن، بهانه آوردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Don't make excuses—tell them you can't come.
بهانهتراشی نکن؛ به آنها بگو که نمیتوانی بیایی.
Don't try to make excuses for your absence; just apologize.
سعی نکن برای غیبتت بهانه بیاوری؛ فقط معذرتخواهی کن.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «make your excuses» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/make-your-excuses