آیکن بنر

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ مهر ۱۴۰۴

    Meatman

    American: ˈmiːtˌmæn British: ˈmiːtmən

    معنی meatman

    noun

    قصاب، گوشت‌فروش

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام
    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج meatman

    معنی meatman به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «meatman» در زبان فارسی به معنای «قصاب» یا «فروشنده‌ی گوشت» ترجمه می‌شود.

    این واژه از ترکیب دو بخش meat (به معنی گوشت) و man (به معنی مرد یا فرد) تشکیل شده است و به شخصی اشاره دارد که در زمینه‌ی تهیه، بریدن، آماده‌سازی یا فروش گوشت فعالیت دارد. اگرچه امروزه واژه‌ی butcher رایج‌تر است، اما «meatman» در برخی گویش‌های محلی یا متون قدیمی‌تر برای اشاره به افرادی که با گوشت سر و کار دارند هنوز کاربرد دارد. این واژه، علاوه بر معنای شغلی، در برخی متون ادبی یا طنزآمیز نیز به‌صورت استعاری به کار می‌رود.

    از دیدگاه تاریخی، نقش «meatman» در جوامع سنتی اهمیت فراوانی داشته است. در روزگاری که سردخانه‌ها و سیستم‌های صنعتی گوشت وجود نداشتند، قصاب یا همان «meatman» یکی از چهره‌های کلیدی در بازارهای محلی محسوب می‌شد. او وظیفه داشت گوشت تازه را از دامداران تهیه کرده، ذبح را طبق اصول خاص انجام دهد و سپس گوشت را به‌گونه‌ای آماده کند که برای مصرف خانوارها مناسب باشد. کیفیت کار او مستقیماً بر سلامت مردم تأثیر می‌گذاشت، بنابراین این حرفه همواره با نوعی اعتماد عمومی و حتی احترام اجتماعی همراه بوده است.

    در حوزه‌ی فرهنگی، مفهوم «meatman» گاهی فراتر از معنای ظاهری خود می‌رود و به نمادی از کار سخت، مهارت دستی و تداوم سنت‌های محلی تبدیل می‌شود. در برخی فرهنگ‌ها، قصاب‌ها نه تنها فروشنده، بلکه آگاه به ذائقه‌ی مردم و روش‌های سنتی پخت و نگهداری گوشت هستند. بسیاری از قصابی‌های قدیمی، خانواده‌هایی هستند که نسل‌به‌نسل این حرفه را ادامه داده‌اند، و در نتیجه واژه‌ی «meatman» در چنین زمینه‌هایی حاوی بار عاطفی و تاریخی نیز هست — یادآور مهارت، دقت و صداقت در کار.

    از نظر زبانی، «meatman» نمونه‌ای از ساختار ترکیبی در زبان انگلیسی است که از طریق پیوند اسم‌ها مفهومی تازه پدید می‌آورد. این گونه واژه‌ها معمولاً تصویری و قابل‌درک هستند، زیرا معنا را مستقیماً از اجزای خود می‌گیرند. در این مورد، ترکیب meat و man تصویری روشن از فردی ارائه می‌دهد که با گوشت سر و کار دارد. همین سادگی و شفافیت باعث می‌شود که این ترکیب‌ها در زبان انگلیسی کاربردی و ماندگار باشند، حتی اگر بعدها واژه‌های تخصصی‌تر جای آن‌ها را بگیرند.

    در نگاهی امروزی، مفهوم «meatman» نیز با تغییرات اجتماعی و فناوری دگرگون شده است. در عصر فروشگاه‌های زنجیره‌ای و بسته‌بندی‌های صنعتی، ارتباط مستقیم میان فروشنده و مشتری کمتر شده است، اما همچنان در بسیاری از شهرهای کوچک یا محله‌های سنتی، «meatman» همان چهره‌ی آشنا و قابل اعتماد است که مردم برای خرید گوشت تازه به او مراجعه می‌کنند. از این منظر، این واژه بازتابی از پیوند میان گذشته و حال است؛ یادآور روزگاری که دادوستد، چهره‌به‌چهره و مبتنی بر اعتماد انسانی بود.

    ارجاع به لغت meatman

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «meatman» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/meatman

    لغات نزدیک meatman

    • - meatless
    • - meatloaf
    • - meatman
    • - meatpacking
    • - meatspace
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.