Nubby

آخرین به‌روزرسانی:

معنی

adjective
قلمبه‌قلمبه، پر از برجستگی یا قلنبه‌شدگی، گره‌گره، بوکله

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد nubby

  1. adjective of textiles; having a rough surface
    Synonyms:
    tweedy homespun nubbly slubbed

ارجاع به لغت nubby

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «nubby» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/nubby

لغات نزدیک nubby

پیشنهاد بهبود معانی