کسبوکار در محل، در جا (موجود در محل یا انجام شده در مکانِ خاصی که یک بیزنس یا فعالیت در آنجا قرار دارد)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کسبوکار
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
an on-site inspection
بازرسی در محل
Most of the work will be done on-site rather than in the factory.
بیشتر کارها به جای کارخانه، در محل (پروژه) انجام خواهد شد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «on-site» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/on-site