گذشتهی ساده:
outrootedشکل سوم:
outrootedسومشخص مفرد:
outrootsوجه وصفی حال:
outrootingریشهکن کردن، نابود کردن، از بیخ کندن، از بین بردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
We need to outroot corruption from our society if we want to achieve true progress.
اگر میخواهیم به پیشرفت واقعی دست یابیم، باید فساد را از جامعهی خود ریشهکن کنیم.
Effective policy measures are imperative to outroot systemic inequalities that hinder social mobility and economic development.
اقدامات مؤثر سیاستی برای نابود کردن نابرابریهای سیستمی که مانع تحرک اجتماعی و توسعهی اقتصادی میشوند، ضروری است.
Scientists are exploring innovative biotechnological methods to outroot invasive species that threaten native ecosystems.
دانشمندان درحال بررسی روشهای بیوتکنولوژیکی نوآورانه برای از بین بردن گونههای مهاجم هستند که اکوسیستمهای بومی را تهدید میکنند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «outroot» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/outroot