attendant, companion, accompaniment, retainer, collateral, escort, follower, satellite, concomitant
attendant
companion
accompaniment
retainer
collateral
escort
follower
satellite
concomitant
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او بهعنوان ملازم در لابی هتل کار میکرد.
She worked as an attendant in the hotel lobby.
او در محل ملازم بیمارستان اصلی کار میکند.
She works at the satellite location of the main hospital.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «ملازم» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/ملازم