attention, care, watch, supervision, guarding, watchfulness, control, looking after, taking care of, attentiveness, lookout, alertness, vigilance
attention
care
watch
supervision
guarding
watchfulness
control
looking after
taking care of
attentiveness
lookout
alertness
vigilance
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
کودکان نارس احتیاج به مراقبت ویژه دارند.
Premature babies need special care.
معرفی طرح مراقبت محلهای میتواند به ساکنان کمک کند تا احساس امنیت بیشتری کنند.
Introducing a neighbourhood watch scheme can help residents feel safer.
کودکان در زمین بازی به مراقبت مداوم نیاز دارند.
Children require constant supervision at the playground.
مراقبت پزشکی
medical attention
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «مراقبت» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/مراقبت