شکل جمع:
outrosبخش پایانی (موسیقی، برنامه، اجرا، ویدئو و ...)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
I always love the guitar solo in the outro of that song; it's so powerful.
من همیشه عاشق تکنوازی گیتار در بخش پایانی آن آهنگ هستم؛ خیلی تاثیرگذار است.
The documentary concluded with a poignant outro, summarizing the environmental challenges discussed throughout the film.
مستند با یک بخش پایانی تأثیرگذار به پایان رسید که چالشهای زیستمحیطی مورد بحث در طول فیلم را خلاصه میکرد.
Students are required to record a short spoken outro for their video project, summarizing their key findings.
دانشجویان ملزم به ضبط یک بخش پایانی کوتاه گفتاری برای پروژهی ویدیویی خود هستند که یافتههای اصلی خود را خلاصه میکند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «outro» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/outro