آیکن بنر

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: سه‌شنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۴

    ور به انگلیسی

    معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / var /

    side, by, direction, flank

    side

    by

    direction

    flank

    جانب، سو، طرف

    شما در کدام ور خیابان زندگی می‌کنید؟

    Which side of the street do you live on?

    در مسابقه، هر ور مشتاق پیروزی بود.

    At the competition, every by was eager to win.

    اسم
    فونتیک فارسی / ver /

    chatter, foolish talk, bull, hot air, prattle, jabber

    chatter

    foolish talk

    bull

    hot air

    prattle

    jabber

    یاوه

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

    ور او درباره‌ی شایعات جدید بی‌پایان بود.

    Her chatter about the latest gossip was endless.

    او تمام جلسه را با ور زدن تلف کرد.

    He wasted the whole meeting with foolish talk.

    پسوند
    فونتیک فارسی / -var /

    a suffix (meaning: having, -er)

    a suffix

    دارنده

    بهره‌ور

    having a share

    نامور

    celebrated

    پیشوند
    فونتیک فارسی / var- /

    a prefix (meaning: off, dis-, thoroughly)

    a prefix

    بر

    ورافتاده

    defunct

    وررفتن

    dally

    پسوند
    فونتیک فارسی / -oor /

    a suffix (meaning: owning, -er, suffering with)

    a suffix

    دارای

    مزدور

    hireling

    رنجور

    afflicted

    اسم
    فونتیک فارسی / var /

    ordeal

    ordeal

    آزمون یا محاکمه‌ی سخت

    ور دادگاه او را خسته کرد.

    The ordeal of the court left him exhausted.

    ور او وقتی شروع شد که روزها در بیابان گم شده بود.

    His ordeal began when he was lost in the desert for days.

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد ور

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    جانب سو طرف
    مترادف:
    بر ضلع
    مترادف:
    ساحل کنار
    مترادف:
    حرف سخن صحبت گپ

    ارجاع به لغت ور

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «ور» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/ور

    لغات نزدیک ور

    • - ودیعه گذار
    • - ودیعه نگهدار
    • - ور
    • - ور آمدن
    • - ور آوردن با ابزار تیز
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.