رساله، جزوه، بروشور، کاتالوگ، نشریه
شکل کامل: pamphlet
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She handed me a pamph about healthy eating.
او یک جزوه دربارهی تغذیهی سالم به من داد.
I found an old pamph in the attic.
یک نشریهی قدیمی در انباری پیدا کردم.
He wrote a short pamph on local history.
او رسالهی کوتاهی دربارهی تاریخ محلی نوشت.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «pamph» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/pamph