بهبود یافتن، خوب شدن (از بیماری)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
He recovered from the surgery more quickly than expected.
او سریعتر از انتظار از عمل جراحی بهبود یافت.
She recovered from COVID-19 but still feels tired.
او از کووید-۱۹ بهبود یافت؛ اما هنوز احساس خستگی میکند.
After weeks of rest, I finally recovered from the virus.
پساز هفتهها استراحت، بالاخره از ویروس بهبود یافتم.
My grandmother recovered from pneumonia last winter.
مادربزرگم زمستان گذشته از ذاتالریه بهبود یافت.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «recover from» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/recover-from