گذشتهی ساده:
rang upشکل سوم:
rung upسومشخص مفرد:
rings upوجه وصفی حال:
ringing upثبت کردن، وارد کردن، حساب کردن (در صندوق فروشگاه و غیره)
The cashier swiftly rang up my purchases and handed me the receipt.
صندوقدار سریع خریدهایم را ثبت کرد و رسید را به من داد.
The implementation of automated checkout systems allows customers to self-scan and ring up their items, thereby reducing queue times.
پیادهسازی سیستمهای پرداخت خودکار به مشتریان امکان میدهد اقلام خود را اسکن کرده و ثبت کنند و بدینترتیب زمان انتظار در صف کاهش مییابد.
It's important to double-check that the cashier rings up the correct prices for each item.
مهم است که دوباره بررسی کنید که صندوقدار قیمتهای صحیح را برای هر کالا وارد کند.
دست یافتن، کسب کردن، رسیدن، انجام دادن، به دست آوردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She was able to ring up record sales for the month.
او توانست رکورد فروش ماه را به دست آورد.
The implementation of the new policy is expected to ring up substantial improvements in public healthcare outcomes.
انتظار میرود اجرای سیاست جدید، بهبودهای قابل توجهی در نتایج مراقبتهای بهداشتی عمومی به دست آورد.
He managed to ring up a high score on the exam.
او توانست نمرهی بالایی در امتحان کسب کند.
گذشتهی ساده ring up در زبان انگلیسی rang up است.
شکل سوم ring up در زبان انگلیسی rung up است.
وجه وصفی حال ring up در زبان انگلیسی ringing up است.
سومشخص مفرد ring up در زبان انگلیسی rings up است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «ring up» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/ring-up