در خانه ماندن، بیرون نرفتن، در منزل ماندن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
We had to stay inside all weekend because of the heavy snow.
ما مجبور شدیم تمام آخرهفته بهخاطر برف سنگین در خانه بمانیم.
She likes to stay inside and read novels on rainy days.
او دوست دارد در روزهای بارانی بیرون نرود و رمان بخواند.
I asked the children to stay inside while I ran to the car.
از بچهها خواستم در منزل بمانند تا من به ماشین بروم.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «stay inside» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/stay-inside